آمریکایی ها نرنجند شاید اوانسی به ما بدهند
شهید محمد منتظری: «برخی از سیاسیون ایرانی به جنب وجوش افتادند و فعالیت هائی را شروع کردند و شعارهایی را برگزیدند که برخوردی با رژیم و شاه نداشته باشد و آمریکائی ها هم نرنجند تا شاید بتوانند آوانس هائی بگیرند.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری البرزبان؛ شهید محمد منتظری در سال ۱۳۵۶ و در نامه ای خطاب به روحانیون در تبعید با اشاره به «رسیدن جنبش اسلامی» به «مرحله ای حساس و امیدوارکننده» و «اهمیت سوق الجیشی و استراتژیک ایران» برای کشورهای بزرگ و استعمارگر و چندین برابر شدن این اهمیت به دلیل «تکامل مبارزات در ایران به طرف جنبش اسلامی و در نتیجه توده ای شدن آن» از تغییر رویکرد آمریکایی ها در برخورد با انقلابیون و نهضت امام خمینی سخن به میان می آورند که او این تغییر رویکرد را در ادامه ناکارآمدی آمریکایی در مهار نهضت برمی شمارد و با استناد به گزارش ۱۳۰ صفحه ای سنای آمریکا و دل نگرانی آنان در حمایت همه جانبه از رژیم پهلوی و به خطر افتادن منافع آنان در آینده ایران، با بیان این که «مردم در حال انفجار را بایستی با یک سلسله آوانس هایی تخدیر کرد و روحیه انقلابی را ربود…!»

شهید محمد منتظری با اشاره به ایجاد فضای انتقاد از رژیم پهلوی و حرکت های تخدیری، روزنامه ها و مجلات، سازمان عفو بین المللی، کمیسیون حقوق بشر و… برای جلوگیری از سقوط رژیم و بند کردن دست برخی سیاسیون در جریانات حکومت و کشاندن برخی از انقلابیون به این مسائل می نویسد: «برخی از سیاسیون ایرانی به جنب وجوش افتادند و فعالیت هائی را شروع کردند و شعارهایی را برگزیدند که برخوردی با رژیم و شاه نداشته باشد و آمریکائی ها هم نرنجند تا شاید بتوانند آوانس هائی بگیرند.

 آمریکائی ها هم در فکرشان هست که با اعطای یک سلسله آوانس ها، دست یک عده سیاسیون را در جریانات حکومتی بند کنند… برخی از انقلابیون را به این مسائل بکشانند و برخی دیگر را از طریق سیاسیون ملی، و نه شاه، از صحنه بدر سازند و در شرایط خاصی هم که عملیات انقلابی صورت می گیرد، جلوگیری بعمل آید.»

شهید محمد منتظری با اشاره به مستأصل شدن جریان های چپ گرا و راست گرا و باقی ماندن مبارزین اسلامی و جریان اسلامی تا حاکمیت «خط اسلامی» و به فرجام رسیدن «جنبش اسلامی» ادامه می دهند. «خوشبختانه مبارزین اسلامی، تاکنون در مقابل خط جدید آمریکا، به چپ روی عملی و راست گرائی مبتلا نشده اند چپی های افراطی، براثر دگماتیسم حاکم بر افکارشان و نیز وابستگی های مستقیم و یا غیر مستقیم به سیاست های خارجی خیلی دیر متوجه قضایا می شوند.

 راست گرایان هم به سرعت تسلیم شرایط جدید شدند و آنچنان حالت انفعالی بخود گرفتند تا شاید آمریکائی ها به آنان دل بسته و هرچه زودتر و سریعتر آوانس هایی به دست آورند. ولی کسانی که بخاطر پیشبرد جنبش اسلامی در میدان مبارزه دست و پنجه نرم می کنند (که اکثریت را هم تشکیل می دهند) هم شرایط را درک می کنند، که بهترین بهره برداری ها را داشته باشند. و هم فریب چند آوانس آمریکائیزه را نمی خورند. و مگر جنبش اسلامی به پیروزی رسیده است که به شرایط دل بسته و به درجا زنی در غلطیم؟ ما از هرگونه شرایطی در امر پیشبرد اهداف خود استفاده می کنیم و تا مادام که خط اسلامی در جامعه ما حاکمیت پیدا نکند، جنبش اسلامی ادامه دارد.»

شهید محمد منتظری آنگاه جریان های موجود در صحنه سیاست ایران را به دو خط انقلابی و اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) و خط سیاسی اعتدالی تقسیم می کنند و می نویسند: «هم اکنون، دو خط سیاسی در ایران جریان دارد: ۱٫ خط انقلابی که خط جنبش اسلامی است و امام خمینی سمبل آن را تشکیل می دهد. ۲٫ خط سیاسی اعتدالی. که خواسته ها و شعارهای این دو خط متفاوت است. خط اول، حملات خود را به طرف مراکز اصلی توطئه ها و جنایت ها یعنی شاه و رژیم او و اربابان آمریکائیش متوجه ساخته، و خط دوم گوئی در سال های ۳۹ ـ ۱۳۴۰ بسر می برند! و شعارهائی در چهارچوب قانون اساسی مطرح می کنند.

در صورتی که در شرایط کنونی، بدترین سوء استفاده ها از این شعار خواهد شد و مستقیم و غیر مستقیم، پایه های لرزان حکومت شاه را استحکام می بخشد. خط دوم، تصور می کند که به برخی اهدافش که عمده است خواهد رسید و حال آن که خط اول، بزرگ ترین ارزشی که در شرایط کنونی برایش متصور می باشد، استفاده از آن به منظور پیشبرد جنبش اسلامی است.

شهید محمد منتظری با اشاره به این نکته که فداکاری ها و شهادت ها موجب عقب نشینی آمریکایی ها و سازمان های به اصطلاح حقوق بشری شده است که آنان امتیازاتی را در این مقطع به مردم ایران بدهند و از حقوق بشر سخن بگویند.

به بازی اعتدالیون در زمین آمریکایی ها می پردازد و دو قطبی کردن جامعه و اختلاف افکنی در صف مبارزان را از پیامدهای رویکرد اعتدالیون می خواند که در نهایت هم به نفع آنان تمام نخواهد شد، چرا که خواسته های آمریکایی ها هیچگاه حد و حصری نداشته و ندارد. او می نویسد: «غارتگران خارجی که در رابطه با مصالح خود تصمیم می گیرند، هیچگاه دلشان برای حقوق بشر و سلب آزادی های فردی و اجتماعی و… نسوخته است.

همین فداکاری ها و شهادت ها و مبارزات انقلابی گذشته و وحشتی که در این رابطه برای آنان پدید آمده، موجب این تحولات و تغییر شرایط سیاسی است. آنان تا خطر را لمس نکنند به فکر حقوق بشر! نمی افتند. آمریکائی ها اینطور تصور می کنند که برخی از آزادی های نیم بند داده شود، برخی از شخصیت های برخوردار از وجاهت ملی دستشان در حکومت بند بود، برخی از مردم و مبارزین هم تخدیر شده به خط سیاسی اینگونه ای کشیده شده همگی از حالت مبارزاتی به حالت مؤسساتی تبدیل گردند و نگاه سیاسیون دست بند شده، بمنظور حفاظت از مصالح سیاسی که شرایط جدیدشان در ذهنشان میسازد، به جان نیروهای انقلابی تسلیم نشده می افتند آنان هم به جان سیاسیون.

فاصله ای عمیق میان نیروهای انقلابی و سیاسیون به قدرت رسیده پدید می آید. دستجات سیاسی ضد و نقیض در صحنه سیاست درست میشود و هر تیپی به رقابت با دیگری می پردازد… و آنگاه آیا چند نفر سیاسی که حمایت و تأیید نیروی انقلابی و مردمی را از دست بدهند، یارای مقاومت در مقابل خواسته های بی حد و حصر آمریکائی ها خواهند داشت؟ و آیا جز سقوط و یا تسلیم راه دیگری در پیش هست؟ در صورتی که نیروهای سیاسی هنگامی می توانند در مقابل فشارهای بیگانگان عرض اندام کنند که از حمایت نیروهای انقلابی و یا ارتشی ملی برخوردار باشند. نتیجه آنکه هم جنبش اسلامی ضربه می خورد و هم سیاسیون به خواسته ها و اهداف خود نمی رسند و وجاهت ملی خود را هم از دست می دهند… مطلوب اربابان هم همین است.»

شهید محمد منتظری در اظهارنظری دیگر که نشان از بصیرت سیاسی او داشت ـ و به حق امام راحل از دید او به «دید وسیعی» یاد کرد ـ تنها راه گرفتن امتیاز از آمریکایی ها را حرکت رو به جلو و برخورد انقلابی می داند و با اشاره به جریان اعتدال به عنوان جریانی که برخی عمداً و برخی سهواً حرکت امام خمینی(ره) و خط اول را فراموش کرده و ضمن افتادن به دریوزگی در مقابل آمریکا و به بار آوردن زیان هایی برای خط اول، از یاران امام می خواهد سطح شعارها و خواسته های خود را بالا ببرند.

  او می نویسد: «اگر کلیه نیروها خط اول را برگزینند و سطح شعارها و خواسته ها را بالا برده، با قاطعیت و جدیت مسائل را مطرح کنند، نیروهای انقلابی و سیاسی، در رابطه با یکدیگر و تأثیر و تأثر متقابل تکامل باری که به دنبال دارد… رشد یافته، وحشت رژیم شاه و وحشت آمریکائی ها از جهت مصالح خود چندین برابر می شود و آنگاه است که مجبور می شوند آوانس های بسیاری به مردم بدهند و در چنین شرایط است که می توان در مقابل بسیاری از زورگوئی ها و فشارها ایستادگی کرد.

درست است که با اتخاذ چنین سیاستی، حتی حل نیم بند مسائل هم بطول می انجامد، ولی در مقابل ، رشد جنبش افزونتر شده و افراد و ادرهای مناسب و ارزنده ای در این میان ساخته می شوند. بسیاری از سیاسیون معتدل ما برخی عمداً و برخی سهواً خط اول و امام خمینی(ره)، سمبل آن را فراموش کردند. زیرا که خط اول قابل انعطاف و حاضر به دریوزگی بخاطر چند آوانس سیاسی بی محتوا نیست و در این رابطه چه زیان هائی کردند و برخی زیان ها هم ببار می آورند.»

شهید محمد منتظری در این نامه تاریخی با اشاره به این که «نسل جوان و نیروهای انقلابی و توده های مسلمان عملاً طرفدار خط اول هستند» برخوردهای خشن و غیر انسانی رژیم در منگنه قرار دادن پیروان خط اول و مجبور کردن آنان به پذیرش خط اعتدال می داند و می نویسد: «تبعید شماها در رابطه با تصور ایراد ضربه به خط اول صورت گرفته و خواسته اند یا خط اول را کور کرده تحت الشعاع قرار دهند و دست های تأدیبی آنان را پذیرفته به خط دوم روی آورید. کشتار قم در ۱۹ سال جاری هم بر همین اساس تفسیر می گردد. بچگانه تصور کردند که اگر روحانیت و آزادمردان را بکوبند تا نیروهای اسلامی در ایران چشمشان به خط حساب افتد و ماست ها را کیسه کنند.

او که در این نامه خواستار آغاز نهضت نامه نگاری به ویژه نامه به امام خمینی(ره) و اعلام حمایت از او می شود حرکت رو به جلو خط اول و فراگیر شدن آن در جامعه و اقبال عمومی از سوی توده ها را مرهون قاطعیت امام خمینی در رهبری نهضت برمی شمارد که سرانجام همه گروه ها را از صحنه خارج و حتی معتدلین را به تسلیم واخواهد داشت او می نویسد: «مسائل روزمره ایران و قاطعیت ارزنده ای که آقای خمینی از خود نشان می دهند، روز بروز خط اول را آنچنان پابرجا  و وسعت می بخشد که معتدلین سیاسی را عملاً به دنبال خود می کشاند و اقدامات شماها در تسریع این امور بسیار مؤثر است.

بررسی جریانات اخیر به خوبی نشان می دهد که چپ، آنگونه که برخی تصور می کردند، آنچنان محلی از اعراب در صحنه مبارزات ایران ندارد و حتی برای نمونه در کلیه شعارهای اقشار و طبقات گوناگون اجتماعی که به تظاهرات و اعتصاب ها دست می زنند، به شعاری که وجه مارکسیستی داشته باشد برخورد نمی کنیم و اکثراً اسلامی است. فعالیت های ایدئولوژیک، سیاسی، و نظامی مسلمانان، عملاً دیگران را از صحنه پرتاب می کند و منافق شدن این و آن و انحراف چند نفر جوان، قادر به تغییر خط صحیح مبارزه در ایران نخواهد بود.»

ایستادگی انقلابیون خط اول به رهبری امام خمینی(ره) در دوران نهضت که با بصیرت مردم ولایتمدار در شناخت خط اسلام اصیل با خطوط انحرافی و موازی همراه بود سرانجام انقلاب را به پیروزی رساند، نظام ستم شاهی را ساقط و پرچم آمریکا را به زیر کشید، و همه احزاب و گروه های چپ و راست را بر آن داشت تا در برابر قانون اساسی که مردم به آن رأی داده اند سر تسلیم فرود آورند، در این میان تلاش های جریان اعتدال نخست نتوانست رژیم را نجات و دروازه  های ایران را به روی آمریکای جنایت کار و یغماگر باز بگذارد.

خط اعتدال دوم که شهید بهشتی در نامه اش به حضرت امام در سال ۱۳۵۹ از آن به جریان «بینابین» یاد کرد و از ویژگی  افراد آن به ضعیف بودن توکل و تعبد افراد آن و شیفتگی و سازش در برابر غرب برشمردند، در سال های نخست انقلاب به دنبال حاکمیت لیبرال ها و به اهتزاز درآوردن پرچم دوباره آمریکا در سرزمین ایران برآمدند که با رهبری امام و تلاش انقلابیون و بصیرت مردم بار دیگر در رسیدن به اهدافشان ناکام ماندن و اما امروز… رهبری همان رهبری است و انقلابیون همان انقلابیون و مردم همان مردم.

منبع نامه:

۱٫ زندگی نامه شهید محمد منتظری، احمد صادقی اردستانی، ص ۱۳۷ الی ۱۴۶٫

فصلنامه فرهنگ پویا شماره ۳۳

انتهای متن/

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

۱) البرزبان، نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .

۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .

۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .

۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .

۵) در صورت وارد کردن ایمیل خود ، پس از تعیین تکلیف نظر موضوع به اطلاع شما خواهد رسید .